بررسی انواع توحید و مباحث مربوط به توحید

بررسی انواع توحید و مباحث مربوط به توحید|30014973|owe
در حال حاظر شما فایل با عنوان بررسی انواع توحید و مباحث مربوط به توحید را دنبال می کنید .

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 21







فهرست



مقدمه 1



توحيد نظري و عملي2



توحيد ذاتي و صفاتي و افعالي 2



تعداد در واجب الوجود محال است 3



اگر مبدا ديگري بود پيغمبراني مي فرستادند 5



شرح صدر و نشانه هاي آن 6



هستي مطلق قابل تعدد نيست 7



همه صفات به علم و قدرت بر ميگردد8



کمالات تکويني موجودات از خداست8



مواظبت بر توحيد صفاتي 9



هر چيزي به توفيق خداست 10



اثر بخشي ممکنات از خداست 10



سرد شدن آتش بر خليل (ع) 11



اخلاص براي خدا چيست؟ 11



حلقه محکم بودن توحيد به شرط ولايت12



بدون اعتقاد به امامت توحيد ناقص است13



اعتقاد به توحيد بدون معاد نمي شود 14





مقدمه



1 توحيد



اسلام آيين توحيد ويکتا پرستي است. در اهميت توحيد همين بس که در کنار تصديق پيامبري حضرت محمد (ص)اولين شرط تشرف انسان به آيين حيات بخش اسلام و ورود به آستانه سعادت ورستگاري است . خداوند را به يکتايي شناختن و تنها او را پرستيدن ، نه تنها در قلمرو عقايد اسلامي که در ديگر حوزه هاي تعاليم اسلام ، مانند اخلاق و فقه ، نقش اساسي دارد . شالوده نظام اخلاقي اسلام بر اصل توحيد استوار است و بسياري از احکام و آداب ديني ، از روح توحيدي اسلام سرچشمه مي گيرد . توحيد،حيات آدمي را چه در ساحت انديشه و اعتقاد و چه در عرصه کردار و عمل دگرگون مي سازدو به آن رنگ وبوي خاصي مي بخشد. کوتاه سخن آنکه ، توحيد ريشه درخت اسلام است و ديگر تعاليم اعتقادي ، اخلاقي و علمي ، شاخ وبرگ و ميوه هاي آنند . آموزه توحيد ، اختصاصي به آيين اسلام ندارد ، بلکه همه پيامبران الهي مردم را به سوي يکتاپرستي فرا مي خوانده و همه اديان الهي اديان توحيدي بوده اند :و پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم مگر اينکه به او وحي کرديم که : ((خدايي جز من نيست ، پس مرا بپرستيد )). قرآن کريم ، در تداوم دعوت انبياي پيشين ، اهتمام ويژه اي به اصل توحيد دارد. شعار توحيد با تعابير گوناگوني همچون لااله الاالله ، لااله الاهو، لااله الاانا،ده ها بار در قرآن کريم تکرار شده است . پيامبر اسلام (ص) نيز به فرمان الهي اعلام مي کند که سر لوحه رسالت او دعوت مردمان به توحيد است : بگو :((جز اين نيست که من مامورم خدا را بپرستم و به او شرک نورزم .به سوي او مي خوانم و بازگشت هم به سوي اوست.



توحيد نظري و عملي



توحيد به دو شاخه اصلي نظري و علمي تقسيم مي شود. توحيد نظري اعتقاد قطعي به يکتايي خداوند در ذات، صفات و افعال است. اين اعتقاد هر گاه که در اعماق جان آدمي ريشه دواند، به اعمال و رفتار او صيغه ي خاصي مي بخشد و کردار او را نيز موحدانه مي گرداند. بنابراين ، توحيد عملي آن است که انسان باورهاي توحيدي خويش را در صحنه عمل حاکميت بخشد و به گونه اي رفتار کند که مقتضاي انديشه توحيدي اوت. توحيد ظري به سه شاخه ي ذاتي، صفاتي و افعالي تقسيم مي شود. توحيد عملي نيز خود اقسام و شاخه هاي گوناگوني مي پذيرد.



توحيد ذاتي، صفاتي و افعالي



گفتيم که کمال معرفت ذر علم استدلالي نيست بلکه در تصديق قلبي و مراتب آن که اليقين و عين اليقين و حق اليقين باشد در بحثهاي قبل بيان گرديد اين تصديق هم وقتي به کمال ميرسد که خدا را به وحدانيت بشناسد هيچگونه شريکي برايش نشناسد بذاند خداست و آثارش ، خداست و تجلياتش.



توحيد هم مراتب دارد توحيد ذاتي و صفاتي و افعالي . توحيد ذاتي که جز خداي يکتا خدايي نداند و توحيد صفاتي که تمام صفات برگشت به يکي و عين ذاتش است نه زائد بر آن و توحيد افعالي که فاعليت حق را در همه شئون بفهمد. توحيد ذاتي واجب الوجود يکي است هستي که ازلي و ابدي است يعني هميشه بوده و هميشه نيز خواهد بود و عارضي نيست بلکه ذاتي است يکي است درک وحدت واجب الوجود، مرتبه نازله اش به عقل است که باستدلال عقلي بفهمد مبداء عالم يکي است استدلالهاي عقلي هم زياد شده براي نمونه به پاره اي از آنها اشاره مي شود.



تعداد در واجب الوجود محال است



اگر مبداء دو باشد لازمه اش ترکيب است در حاليکه اگر واجب الوجود مرکب شد ممکن مي شود مرکب نياز با جزاء ترکيبي و به ترکيب کننده دارد هر مرکبي ممکن و محتاج است هم به اجزاء و هم به فاعل ، پس وقتي واجب الوجود مرکب شد ديگر واجب الوجود نيست بلکه ممکن الوجود مرکب محتاج است. اگر واجب الوجود متعدد باشد دو تا که شد بقينا ما به الا شير الي و ما به الامتياز ميخواهد يعني جهان مشترک و جهان مختلف اگر ما به امتياز نباشد که دو تا نمي شود و خلاف فرض است پس هر کدام از اينها مرکب شدند از دو چيز که عبارت باشد از ما به اشتراک و ما به الامياز و مرکب هم نيازمند و ممکن است لذا ديگر واجب الوجود نيست . بنابراين بايد به حکم عقل ، مبدا يکي باشد نمي شود دو تا باشد اگر دوتا شد هيچکدام واجب الوجود نيستند هر کدام نيازمند به ايجاد کننده هستند . همان کسي که آنها را ترکيب مي کند.



هدف در آفريدن آفريده ها و توحيد



رشته اي ديگر از راه وحدت غايت است ربط و ارتباط بين موجودات است بلا شک هر موجودي که آفريده براي منفعتي ساخته شده هر موجودي به نحوي با ديگران مربوط مي شود اين موجود را براي غايت موجود ديگر آفريده تمام موجودات با هم مربوط مي شوند براي نمونه : به دندان گوسفند بنگريد دندان علف خواري است معده اش هم معده ايست که علف هضم ميکند پس خالق گوسفند و دندان و معدهاش همان خالق علف است بدندان گوشتخواران و معده آنها بنگريد يقين ميکنيد همان